در مورد زندگی در ترکیه بیشتر بدانید

فروش در ترکیه

تجربه ی فروش در ترکیه.

درود به همه. این یکی از بهترین تجربه های من هست در ترکیه گفتم با شما در میون بزارم.

 

یک روز که ما داشتیم کار میکردیم، یکی از مشتریهای قدیممون زنگ زد و پیگیر کارهای بانکی بود که چند تا سوال بپرسه، لابه لای حرفاش گفت که اومده استانبول که بره تو یکی از شهرستانهای ترکیه خونه بخره اونم با چه شرایط عالیی! البته عالی از دید خریدار! (اینو باید اینجا بگم که خیلی از کسانی که تو ترکیه کار میکنن به دلیل پایین بودن اطلاعاتشون و آپدیت نکردن اونها مشتری رو گمراه میکنن)

 

 برگردیم به ماجرا؛ فردا شد و این مشتری با ما تماس گرفت که هیچ چیزی اونجوری نبود که میگفتن نبوده و خیلی ناراحت از اینکه سفرشون بدون نتیجه بوده، پس فردا هم قرنطینه میشه و باید برگرده. از ما کمک خواست تا چند تا پروژه بهش نشون بدیم.  ماهم ۱ روز زمان داشتیم و استانبول به این بزرگی!

 

 البته چون این مشتری قبلاً هم خرید ملک داشته با استانبول کمی آشنا بود و ماهم ۳ تا پروژه براشون انتخاب کردیم شرق،  مرکز و غرب استانبول. شب شد یک روز قبل از قرنطینه بیست روزه ی ترکیه، گفتیم اگه با ماشین بریم به هیچ کاری نمی رسیم، با مشتری هماهنگ کردیم و مشتری هم گفت باشه و ما فردا صبح راهی شدیم.

 

 اولین بازدید آسیایی بود و با مترو بوس رفتیم یک واحد دو خوابه تراس دار انتخاب کردن؛ انقد خوششون امده بود که همونجا به فکر نوشتن قرارداد بودن ولی با صحبتهایی که بینمون رد و بدل شد گفتیم پروژه دوم و سوم رو هم ببینیم بعد تصمیم بگیریم. باز با مترو بوس رفتیم و پیاده که شدیم گفتیم از مترو بوس تا پروژه ده دقیقه راه هست با تاکسی بریم، که از متصدی ایستگاه پرسیدم تاکسی داری گفت کجا میرین بلند شد دستمونو گرفت سوار مینی بوس کرد گفت وقتی با ۶ تله میتونین برین به مقصد چرا تاکسی! نگم که ما هم با مشتری یک مقدار رودرواسی داشتیم! اصلا از اینا بگذریم بازدید با دولموش آخه😂😂😂 

 

خلاصه رفتیم و رسیدیم پروژه, پروژه ی خوبی بود ولی باب دل مشتری نبود و رفتیم که پروژه آخر رو ببینیم. دیگه ساعت چهار شده بود و میرفت به تیک تاک های رسیدن به قرنطینه. گفتیم با تاکسی بریم. دیگه خیلی باکلاس رفتیم تاکسی سوار شدیم و موووووندیم تو ترافیک🤣🤣🤣 یهو مشتریمون پرسید اینجارم با متروبوس نمیشد رفت ؟! ترافیک سنگینه. ما همدیگرو نگاه کردیم و کلی باهم دیگه خندیدیمو از مزیتهای متروبوس تو استانبول حرف زدیم تا برسیم پروژه آخر.

 

 پروژه عالی، جای مناسب، تصمیم خرید نهایی شد. در راه برگشت بازم فکر کردیم تاکسی بگیریم، ترافیکو نگاه کردیمو تصمیم گرفتیم پیاده بریم! قرنطینه داشت یواش یواش شروع میشد رستورانها هم که فقط اجازه داشتن به  بیرون از رستوران سرویس بدن. جاتون خالی یک همبرگر عالی کنار ایستگاه مترو رو جدول در کنار مشتری عزیزمون خوردیم که مزش هنوزم زیر زبونمه. نگم که من خیلی شکمو هم هستم. 

 

در آخر هم از همدیگه جدا شدیم که ایشون برن هتل برای دادن تست کرونا  که فردا پرواز برگشت داشتن و ماهم با یار همیشگی استانبول متروبوس برگشتیم به مقر فرماندهی!فروش در ترکیه

 

 

خلاصه داستان ما این درس رو  به ما یاد آوری کرد که تو شرایط های مختلف باید متناسب با موقعیت ها تصمیم گرفته شه و شرایط و مکان و زمانه که درست بودن انتخاب رو معلوم میکنه؛ نه ماشین وی آی پی و نه هزاران چیز دیگه دلیل به خوب یا بد بودن نیست.          

یک بار دیگه ما یاد گرفتیم که علاوه بر داشتن تجربه و انتخاب صحیح، با گوش دادن درست به نیازهای مشتری حتی دست خالی هم میتونیم کار رو به اتمام برسونیم.

 

نظر شما چیه در مورد تجربه ی ما؟

به این نوشته امتیاز دهید
[کل: ۳ میانگین: ۳.۷]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مشاوره و سوالات بیشتر از
گروه دایره ترکیه کلیک نمایید